|
تدوين كتابي درباره قطعنامه ۵۹۸، بهانهاي شد براي گفتوگوي رو در رو با دكتر محسن رضايي. در نگاه اول، پرستيژ سياسي و جديتي كه نگاه او ديده ميشد، آدم رو از "سردار" خطاب كردن او باز ميداشت.
احساس كردم، اونقدر در اين ۲۹ سال همه جور و همه رنگ ديده كه از افراطي گريها و عقايد عجيب و غريب دوران جنگ، دست برداشته. اما باز هم همه جوره سعي ميكرد كه خودش و فرماندهان ديگر دوران جنگ تحميلي رو از كشته شدن فوج فوج جوونها تبرئه كنه. اما نبايد فراموش كرد كه بر خلاف عقيده محسن رضايي كه معتقده قطعنامه ۵۹۸ به خاطر پيروزيهاي پي در پي ايران در ماههاي آخر جنگ پذيرفته شد، واقعيت اتمام جنگ، چيز ديگریست....... محسن رضايي، "پايان پنهان"را نوشت + نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388 9:50 توسط مریم اسدي |
چيزي به ذهنم نميرسه درباره حرفه خبرنگاری بنويسم. فقط ميگم اين روز به همه خبرنگاران ريز و درشت روزنامهها و مجلات و خبرگزاريها تعلق داره، الا بچههاي فارس. شايد بهتر باشه، روز ۲۲ خرداد سال ديگه رو براي خودشون يه جشن بي سر و صدا بگيرن و دور و بر ما بپلکن که بد می بینن!!
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388 9:34 توسط مریم اسدي |
ديروز بدون اينكه هيچ ذهنيتي از شخصيت فرهاد توحيدي داشته باشم، به خاطر سرداوري گروه فيلمنامه جشنواره ربع قرن كتاب دفاعمقدس، به سراغش رفتم. فقط ميدونستم كه فيلمنامهنويس قدريه!! وقتي وارد اطاق جلسه شدم، با گرمي از من استقبال كرد. شروع كرديم به گفتوگو. وقتي درباره سير فيلمنامههاي برجسته دهه ۴۰، ۵۰ و ۶۰ صحبت ميكرد،احساس ميكردم، تمام وجودش رو با عرصه هنر و سينما آميخته ميبينه. با عشق و علاقه دربارهش حرف ميزد. انگار باز هم براي اولين باره كه داره درباره هنر مصاحبه ميكنه. اما در پشت اون چهره هميشه آرام، موجي پنهان مي ديدم كه نفهميدم منبعش از كجاست؟ هيجاني خاص، پشت صحبت و نگاهش خودش رو به در و ديوار ميزد. مطمئنم استرس مصاحبه نبود!!! شايد اون هم ميخواد از همون چيزي حرف بزنه كه من و تو هنوز که هنوزه باورش نکردیم... اصلا" بي خيال!! همون استرس مصاحبهست...
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 13:40 توسط مریم اسدي |
چرا هميشه دوران خوشي، كوتاهتر از غم و سختيه؟ شيرين و لذت بخش... تازه داشتيم ميفهميديم آزادي يعني چي؟ هر وقت با تمام وجود، يك قدم به جلو ميگذاري، احساس خطر ميكنن و يكهو ميبيني پات قلم شده! مگه ما از خون اونها نيستيم؟ مگه اونا كي هستن كه به اين راحتي همه چيز رو به نفع خودشون تغيير ميدن؟ ديگه دوران حماقت و سكوت گذشته اما... طاقت و تواني نمونده... افسوس + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 9:32 توسط مریم اسدي |
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 9:8 توسط مریم اسدي |
مهدي كروبي روز جمعه در سي وپنجمين نشست مجمع نمايندگان ادوار در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر ديدارش با ساسي مانكن خواننده رپ با اشاره به اينكه افراد مختلفي به ديدار او ميآيند اظهار داشت: من نميدانم كه در ميان آنان چه كساني هستند ولي وقتي ابراز علاقه به ملاقات دارند، به ديدارم ميآيند. وي تاكيد كرد: ميگويند در ميان جمع هنرمندي كه به ديدارم آمده بودند اين فرد نيز حضور داشته است. او در پاسخ به سوالي در خصوص حمايت سازمان مجاهدين و حزب مشاركت از ميرحسين موسوي گفت: بنده هرگز از حمايت سازمان مجاهدين انقلاب و حزب مشاركت از ميرحسين موسوي گلايه نكرده ام چرا كه يك گروهي هستند كه بايد تصميم بگيرند و تصميم هم گرفتهاند و از نظر بنده اشكالي ندارد. وي افزود: بنده مشغول كارهاي خودم هستم و خوشحالم كه گروهها به سمت رفاقت پيش ميروند و كاملا نيز هواي هم را دارند و هم مرزبنديها مشخص است چرا كه خواه ناخواه اختلاف سليقههايي وجود دارد. او در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه ابطحي، عبدي و كرباسچي براي خالي كردن زير پاي حزب اعتماد ملي به اين حزب پيوسته اند، تاكيد كرد: اينها همه شايعه است؟ من استوار و ثابت ايستاده ام و تمامي اين مسائل شايعات رواني است. وي در پاسخ به سوال ديگري درباره طرح بحث ترور ساختگي از سوي اصلاح طلبان براي مظلوم نمايي گفت: قطعا اين حرف مطلوبي نيست و هر برادري آن را گفته باشد اشتباه كرده است. چنين چيزي رخ نميدهد و تشكيلات امنيتي و انتظامي ما از اوضاع مراقبت ميكنند. گرچه ما نخواسته بوديم كه محافظت مان بيشتر شود اما آنها به حفاظت افزودهاند و مراقب هستند. هيچ گروه عاقل سياسي هم از اين كارها نميكند. + نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 11:22 توسط مریم اسدي |
به مناسبت سيامين سالگرد انقلاب، تصميم گرفتم آماري از تعداد كتابهاي مجوز گرفته و منتشر شده درباره انقلاب در ۳۰ سال گذشته رو در خبرگزاري كتاب (ايبنا) كار كنم.
چيزي حدود ۴ هزار عنوان ـ حالا كم يا زياد ـ درباره مبارزان سياسي، خاطرات سران پهلوي و اسناد مرتبط با اين شخصيتها در طول ۳۰ سال گذشته به چاپ رسيده، اما اون چيزي كه در اين ميان كمرنگ و دردناكه، اينه كه تنها يك كتاب درباره دكتر علي شريعتي با عنوان "شريعتي و نقش او در شكلگيري انقلاب اسلامي ايران" نوشته رسول ملكيراد در سال ۱۳۸۷ مجوز نشر گرفته. در صورتي كه هنوز برخي از آثار دكتر شريعتي همچنان زيرپوستي!!! چاپ ميشن. طي گفتوگوي كوتاهي كه با همسر دكتر شريعتي داشتم و در حالي كه از مصاحبه دوري ميكرد، چيزي گفت كه من رو از اصراركردن بيشتر منصرف كرد: "خانم!! من درباره كتابهاي دكتر چيزي ندارم بگم. سي سال آزگاره كه دنبال مجوز نشر براي كتابهاي دكتر هستم، تازه بعد از سي سال دوندگي موفق شدم. به گفته بعضيها دكتر شريعتي در پيروزي انقلاب نقشي نداشته، پس خانواده دكتر هم حرفي براي گفتن ندارند...." شايد براتون جالب باشه كه بدونيد، آثار دكتر علي شريعتي قبل از انقلاب در چاپخانههاي زير زميني منتشر ميشده و حالا هم .... تصميمگيري با شماست. + نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 9:54 توسط مریم اسدي |
|
| ||||||